محمد بن حسين البيهقي

563

تاريخ بيهقى ( فارسي )

بامر اللّه امير المؤمنين بيعت فرمانبردارى و پيرو بودن و راضى بودن و اختيار داشتن از روى اعتقاد و از ته دل براستى نيت و اخلاص درونى و موافقت و اعتقاد و ثبات خواهش در حالتى كه به حال خود بودم و كسى مرا برين كار وانداشته بود و صاحب اختيار بودم و كسى به زور برين كارم نداشته بود بلكه اقرار داشتم بفضل او و جزم داشتم به آنكه امامت حق اوست و اعتراف داشتم به بركت او و اعتماد داشتم به خوبى و مهربانى و منفعت او و علم داشتم به آنكه او داناست به مصلحتهاى كسى كه در بيعت اوست از خاص و عام و همچنين داناست به مصالح جمع ساختن پراكندگى و عاقبت كار و ساكن ساختن و فرونشاندن بليهء دشوار و عزيز داشتن دوستان و برانداختن بىدينان و بر خاك ماليدن بينى معاندان بر آنكه سيد ما و صاحب ما امام قائم بامر اللّه امير المؤمنين بندهء خداست و خليفهء اوست كه واجب است بر من فرمان‌برى او و نصيحت كردن او و همچنين واجب است بر همهء امت محمد صلى اللّه عليه و آله امامت او و ولايت او و بر همه‌كس لازم است ايستادن به حق او و وفا نمودن بعهد او و درين هيچ شك ندارم و ريب ندارم و فروگذاشت نمىكنم در باب او و به غير او مايل نمىشوم ، و بر آنكه من دوست باشم دوستداران او را و دشمن باشم دشمنان او را از خاص و عام و نزديك و دور و حاضر و غايب ، و چنگ درزده‌ام در بيعت او به‌وفاى عهد و برى ساختن ذمه از عقد ، درون من درين يكى است با بيرونم و باطنم يكى است با ظاهرم . ص 453 ( 1 ) - و على . . . آت : و بر آنكه به فرمانبرى آورد مرا اين بيعت كه جا كرده در درون من و اين ارادتى كه لازم شده در گردن من نسبت به سيد ما و صاحب ما امام قائم بامر اللّه امير - المؤمنين از روى سلامت نيت و استقامت و استمرار هوادارى و رأى درين باب و بر آنكه سعى نكنم در شكست هيچ‌چيز از آنچه بيعت به آن تعلق گرفته و تأويل نكنم و قصد من به مضرت او تعلق نگيرد در نرمى و سختى و نصيحت بازنگيرم از او در هيچ جاى خواه نزديك باشم و خواه دور و هرگز نيت من خالى نگردد از دوستى او و تغيير راه ندهم به هيچ‌چيز از آنها كه وقت بيعت مذكور شده و برنگردم از آن هرگز و پشيمان نشوم هيچ‌وقت و نيت و درون خود را آلوده بضد اين گفته نگردانم و خلاف او روا ندارم در هيچ حال و هيچ‌وقت و كارى نكنم كه اين را بفساد آورد و همچنين بر من است مر كتاب و خادمان و حاجبان و جميع توابع و لواحق او را مثل اين بيعت در التزام بشروط و وفا بعهود . و با اين همه قسم مىخورم در حالت رضا نه در وقت اكراه و در حين امن نه در زمان خوف قسمى كه خدا بگيرد مرا با آن قسم روزى كه عرض كرده خواهم شد بر او و بازخواست - كند به دريافت حق اين روزى كه برابرش خواهم ايستاد پس مىگويم به حق آن خداى